آخرين به روز آوري سايت ،شنبه ۲۹ مهرماه ۱۳۹۶

امام زاده گان هفده تن - محمود نيکنامي



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


سنگ رو سنگ بند نمشه
كنايه از بي ثباتي اوضاع است

۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ - تضمین شعر حافظ با لهجه گلپایگونی

استاد سعيدي با مهارت و استادي و با استعانت غزلي از حافظ تحت عنوان ( ما را بس ) اشعاري را با لهجه و اصطلاحات گلپايگاني سروده است و اين غزل در نوع خود بي نظير است . اين غزل توسط سايت آخاله و با گويش جديدتر توسط استاد اجرا گرديده است . با نظرات خود ما را در اشاعه اين فرهنگ ياري فرماييد





وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )

وردپاتکان عنوان يک نام قديمي گلپايگان است که در باره آن يک نرم افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپايگان در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سايت آخاله تهيه شده و در اختيار همشهريان عزيز قرار گرفته است . در اين مقاله سعي ميشود از محتواي اين نرم افزار که در قالب يک( سي دي ) مي باشد مطالبي را به تدريج به اطلاع دوست داران فرهنگ و ادب گلپايگان برسانيم











معلم و شاگرد

.خانم "تامپسون" معلم کلاس پنجم ابتدائی در اولین روز مدرسه مقابل دانش آموزان ایستاد و به چهره دانش آموزان خیره شد و مانند اکثر معلمان دیگر به دروغ به بچه ها گفت که همه آنها را به یک اندازه دوست دارد. اما این غیر ممکن بود. چرا که در ردیف جلو پسر بچه ای به نام "تدی استوارد" در صندلی خود فرو رفته بود و چندان مورد توجه قرار نداشت

استاد علي‌اكبر جعفري

 
خانم "تامپسون" معلم کلاس پنجم ابتدائی در اولین روز مدرسه مقابل دانش آموزان ایستاد و به چهره دانش آموزان خیره شد و مانند اکثر معلمان دیگر به دروغ به بچه ها گفت که همه آنها را به یک اندازه دوست دارد.
اما این غیر ممکن بود. چرا که در ردیف جلو پسر بچه ای به نام "تدی استوارد" در صندلی خود فرو رفته بود و چندان مورد توجه قرار نداشت. خانم"تامپسون" سال قبل "تدی" را دیده بود و متوجه شده بود که او با بقیه بچه ها بازی نمی کند. اینکه لباسهایش کثیف هستند و او همواره به استحمام نیاز دارد. برای همین "تدی" فردی نامطلوب قلمداد می شد. این وضعیت چنان خانم "تامپسون"را تحت تاثیر قرارداد که او عملا نمرات پایینی را بر روی برگه امتحانی اش درج می کرد.
در مدرسه ای که خانم "تامپسون" تدریس می کرد ، لازم بود تا معلمان شرح گذشته تحصیلی همه دانش آموزان خود را مورد بررسی قرار دهند. او "تدی" را در نوبت آخر قرار داد. با این حال وقتی پرونده وی رامرور کرد ، بسیار شگفت زده شد.
معلم کلاس اول "تدی" نوشته بود : او بچه ای با هوش است که همیشه برای خندیدن آمادگی دارد. او تکالیفش را مرتب انجام می دهد و رفتار خوبی دارد. او از اینکه دور و برش شلوغ باشد، خوشحال می شود.
معلم کلاس دوم نوشته بود : "تدی"دانش آموز بسیار با هوش و با استعدادی است. همکلاسی هایش او را دوست دارند اما او اخیرا به خاطر ابتلا  مادرش به یک بیماری لاعلاج دچار مشکل شده . و احتمالا  زندگی اش سخت شده است.
معلم کلاس سوم نوشته بود : مرگ مادرش برایش بسیار سخت تمام شد. او تلاش می کند تا هر چه در توان دارد به کار بندد   اما پدرش چندان علاقه ای از خودش نشان نمی دهد. اگر در این خصوص اقدامی نشود زندگی شخصی اش دچار مشکل خواهد شد .
معلم کلاس چهارم نوشته بود : "تدی" انزوا طلب است و علاقه چندانی به مدرسه نشان نمی دهد. او دوستان زیادی ندارد و گاهی سر کلاس خوابش می برد.
اکنون خانم "تامپسون" مشکل وی را شناخته بود به خاطر همین از رفتار خود شرمسار شد. او حتی وقتی که دید همه دانش آموزانش به جز "تدی" هدایای کریسمس او را با کادوها و روبان های رنگارنگ زیبا بسته بندی کرده اند  حالش بدتر شد. هدیه "تدی" با بد سلیقگی در میان یک کاغذ ضخیم قهوه ای رنگ پیچیده شده بود که او آن را از پاکت های خود درست کرده بود.
خانم"تامپسون"برای باز کردن آن در بین هدایای دیگر دچار عذاب روحی شده بود. وقتی او یک گردنبند بدلی کهنه را که تعدادی از نگین های آن هم افتاده بود به همراه یک شیشه عطر مصرف شده که یک چهارم آن باقی مانده بود از لای کاغذ قهوه ای رنگ بیرون کشید ، گروهی ازبچه های کلاس شلیک خنده سر دادند. اما او خنده استهزا  آمیز بچه ها را با تحسین گردنبند خاموش کرد. سپس آن را به گردن آویخت و مقداری از عطر را نیز به مچ دستش پاشید.
حرکت بعدی "تدی" کاملا خانم "تامپسون" را منقلب کرد. او مدتها منتظر ماند تا اینکه سر انجام خانم معلم خود را تنها گیر آورد. سپس به وی گفت:خانم معلم امروز شما دقیقا بوی مادرم را می دهید.
خانم"تامپسون"هاج و واج به او نگریست. پس از خوردن زنگ آخر و رفتن بچه ها او یک ساعت در کلاس نشست و اشک ریخت.
از آن روز به بعد او دیگر تدریس را صرفا  به آموختن ،  خواندن  ، نوشتن و ریاضیات محدود نکرد بلکه تلاش کرد تا به بچه ها درس زندگی هم بیاموزد.
خانم "تامپسون" بخصوص توجه خویش را به "تدی" معطوف کرد. همچنانکه با پسرک کار می کرد گویی ذهن وی دوباره زنده می شد. هر چه بیشتر او را تشویق می کرد . پسرک بیشتر عکس العمل نشان می داد. در پایان سال "تدی" یکی از بهترین دانش آموزان محسوب می شد.
خانم "تامپسون" علیرغم ادعایش که گفته بود همه بچه ها را به یک اندازه دوست دارد اما این بار هم دروغ می گفت. چرا که تعلق خاطر ویژه ای نسبت به "تدی" داشت.
یک سال بعد او نامه ای از طرف "تدی"دریافت کرد که در آن نوشته بود او بهترین معلم در تمام زندگی اش بود.
شش سال دیگر نیز سپری شد تا اینکه او نامه دیگری از طرف "تدی" دریافت کرد "تدی" در این نامه نوشته بود در حال فارغ التحصیل شدن از دانشگاه با رتبه عالی است. او بار دیگر به خانم "تامپسون" اطمینان داده بود که وی را همچنان بهترین معلم تمام زندگی اش می داند.
سپس چهار سال دیگر نیز مثل برق و باد گذشت. در نامه چهارم "تدی" گفته بود که به زودی به درجه دکترا نایل خواهد آمد. او نوشته بود که می خواهد باز هم پیشرفت کند و بار دیگر احساس قلبی خود را در خصوص وی تکرار کرده بود.
ماجرا به همین جا خاتمه نیافت. بهار سال بعد نامه دیگری ازطرف "تدی" به دست خانم "تامپسون" رسید  او در نامه خود نوشته بود که با دختری آشنا شده و می خواهد با وی ازدواج کند.
"تدی" اظهار کرده بود از آنجا که چند سالی است پدرش را از دست داده ،موجب افتخارش خواهد بود اگر خانم "تامپسون" بپذیرد و به جای مادر داماد در مراسم عقد حضور داشته باشد.
البته خانم "تامپسون"پذیرفت. حدس می زنید چه اتفاقی افتاد؟
او در مراسم عقد همان گردنبندی را به گردن آویخت که چند نگینش افتاده بود و همان عطری را مصرف کرده بود که خاطره مادر "تدی" را در یاد او زنده می کرد. در مراسم عروسی "تدی" با دیدن خانم "تامپسون" لبخند رضایت بر لبانش نشست ، پیش رفت و مودبانه دست او را گرفت. بوسه ای بر پشت آن زد و آهسته در گوش خانم معلم خود مطلبی را گفت که خانم "تامپسون"در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود آهسته پاسخ داد : تو کاملا  در اشتباهی. "تدی" این تو بودی که به من آموختی می توانم مهم و تاثیرگذار باشم. در آن زمان من اصلا  نمی دانستم چطور باید به دانش آموزان درس بیاموزم تا اینکه با تو آشنا شدم. من برا ی تو و همسرت آرزوی موفقیت و زندگی خوبی می کنم .
 
 
بر گرفته از   سايت جغد 
به همت استاد علی اکبر جعفری

 
 
اين مطلب تاکنون 3698 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با استاد علي‌اكبر جعفري

در آیینهِ تاریخ (قسمت دهم) انقلاب صنعتی اروپا و پیامدهای آن
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
پاسخ به معماهاي هندسي(۱)
پروفسور مریم میرزاخانی، ذهن زیبا، اندیشه پویا، فروتن و شکیبا
در آیینه تاریخ (قسمت نهم) - عصر روشنگری، ادامه دوران رنسانس در شرایطی تازه
در آیینه تاریخ (قسمت هشتم) رنسانس کشف دوباره انسان و جهان
در آیینه تاریخ (قسمت هفتم)-سده‌های میانه ، انجماد فکری و حاکمیت تمام عیار کلیسا
برف نو برف نو سلام سلام
صبح صادق ندمَد تا شب یَلدا نرود
در آیینه تاریخ (قسمت ششم) -اساطیر یونان و آثار حماسی هومر
در آیینه تاریخ (قسمت پنجم) - ارسطو بنیانگذار منطق
در آیینه تاریخ (قسمت چهارم) افلاطون معمار اصلی فلسفه سیاسی
در آیینه تاریخ (قسمت سوم) سقراط
يونان و روم باستان (قسمت دوم)
یونان و روم باستان ( بخش اول )
قلم، نگارنده اندیشه بر کاغذ
دانش برترین شرف آدمی است
خانه تکانی
فرزند زمان خویشتن باش
پشت صحنه حضور استاد علی اکبر جعفری در برنامه زنده سیمای خانواده
سیمای فرزانگان (7) - مروری بر زندگانی استاد بزرگوار، معلّم و خیّر والامقام محمد مهدي صحت
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش دوم
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش اول
سیمای فرزانگان(6) - شادروان استاد سید حسن نوربخش(دبیر)
نيلوفري در سايه سار بيد
مصاحبه دانش آموزان با استاد علي اکبر جعفري
نشاني نوروز
يك كهكشان ستاره (بخش اول) حکيم ابوالقاسم فردوسي )
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
سيماي فرزانگان گلپايگان - دكتر علي عميدي
لبخند
تکنولوژی واحساس
داستان يک زندگي
رفتارهاي مخرب مغز
قورباغه ها
یاد باد آن روزگاران ياد باد
تاشقایق هست زندگی باید کرد
انسان‌ها...
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
شب چله (یلدا) شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
پلي بين كوير و دشت
پرستوها به لانه بر مي‌گردند
سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید
رنگين کمان آرزوها
زندگی درعصر رايانه
سيماي فرزانگان (۵) - مرحوم استاد منوچهر خالصي
سيماي فرزانگان (۴) - مهندس عليقلي بياني ، فرزانه‌اي از جنس آب
سيماي فرزانگان(۳) - دکتر فضل الله اکبری
عشق و دوستي
وصيت داريوش به خشايارشا
زيبايي‌هاي رياضي: فراكتال‌ها
سياه چاله هاي رياضي
زيبايي‌هاي رياضي - كاشي‌هاي خود پوشاننده
سرگذشت عدد "پي"
استاد پرويز شهرياري انديشمند و رياضيداني عاشق بود
معلم و شاگرد
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
رمز و راز جاودانگي
انسان محور توسعه است
ماه و پلنگ
معلم قافله‌سالار عشق است (3)
معلم قافله‌سالار عشق است (2)
معلم قافله سالار عشق (1)
بر فراز كهكشان‌ها
لهجه‌ي گلپايگاني شكر است
آواي چلچله‌ها
گلبانگ توحيد در طلوع شقايق
از سكون مرداب تا خروش دريا
بين مرگ و زندگي
چارلي چاپلين به راستي يک معلم بزرگ است


شما هم چند كلمه بنويسيد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |