آخرين به روز آوري سايت ،سه شنبه ۲۵ مهرماه ۱۳۹۶

امام زاده گان هفده تن - محمود نيکنامي



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


گو به گو كردن
وقتي دو نفر با خواهر يكديگر ازدواج كنند

۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ - تضمین شعر حافظ با لهجه گلپایگونی

استاد سعيدي با مهارت و استادي و با استعانت غزلي از حافظ تحت عنوان ( ما را بس ) اشعاري را با لهجه و اصطلاحات گلپايگاني سروده است و اين غزل در نوع خود بي نظير است . اين غزل توسط سايت آخاله و با گويش جديدتر توسط استاد اجرا گرديده است . با نظرات خود ما را در اشاعه اين فرهنگ ياري فرماييد





وردپاتکان ( اولين نرم افزار فرهنگ گلپايگان )

وردپاتکان عنوان يک نام قديمي گلپايگان است که در باره آن يک نرم افزار از فرهنگ و آداب و رسوم گلپايگان در سال ۱۳۸۰ توسط گردانندگان سايت آخاله تهيه شده و در اختيار همشهريان عزيز قرار گرفته است . در اين مقاله سعي ميشود از محتواي اين نرم افزار که در قالب يک( سي دي ) مي باشد مطالبي را به تدريج به اطلاع دوست داران فرهنگ و ادب گلپايگان برسانيم











سیمای فرزانگان (7) - مروری بر زندگانی استاد بزرگوار، معلّم و خیّر والامقام محمد مهدي صحت

احداث خیابان های مسجد جامع، آيت اله سیّد جمال الدين گلپايگاني ، آيت اله سعيدی، آیت الله غفاری، قسمتی از خیابان هفده تن، خیابان امام حسن مجتبی (ع)تا ابلولان و همچنین روکش خیابان اصلی شهر شامل عملیّات تخریب، تسطیح، آسفالت، جدول گذاری و درخت کاری طبق نقشه هوایی موجود در شهرداری. ۱۰۰ متر خیابان بیشتر از دوره های قبل ظرف ۲۱ماه خدمت انجام دادم. ایجاد پارک جنگلی همراه با کار سه ماهه در آنجا تا نیمه های شب.مرمّت و مقاوم سازی و تعریض پل قاضی زاهد و امکان عبور و مرور دو طرفه آن.فسخ قرارداد ساختن هتل جهانگردی که شهرداری ساختن آن را تقبّل کرده بود و واگذاری آن به سازمان جلب سیّاحان ضمن شکایات و ارسال نامه های فراوان که از آن پس این سازمان، ادامه ساختن آن را به عهده گرفت .....

استاد علي‌اكبر جعفري

                                                 

                                                  سیمای فرزانگان ( ۷ )                     
                    
                                                                                                                                   

              مروری بر زندگانی استاد بزرگوار، معلّم و خیّر والامقام

آقای محمد مهدی صحت

                    به نام خداوند جان و خرد                    کزین برتر اندیشه برنگذرد

در گذر زمان و در ارتباط با افراد گوناگون به انسان هایی برمی خوریم که دوران پرفراز و نشیب زندگی خویش را در پرتو  ایمان، اراده، امید  و عشق سپری کرده اند و در کشاکش دهر همچون سنگ زیرین اسیا، مقاوم، استوار و راست قامت ایستاده اند.

لحظه های زندگی و عمر پربرکت آنان سرشار از درس  چگونه زیستن  و آموزش گذار از دریای متلاطم و طوفانزای هستی و رسیدن به ساحل امنیت و آرامش برای آیندگان است. ایستادگی این عزیزان در مقابل مشکلات ترجمان ابیات زیر است:

           استقامت و پایداری میخ             سزد ار عبرت بشر گردد

           بر سرش هرچه بیشتر کوبند       پایداریش بیشتر گردد

یکی از این افراد، همکار ارجمند و دوست دیرین من جناب اقای صحت است. آشنایی 50 ساله این جانب با ایشان و اطلاع از شیوه زندگی و منش انسانی وی مرا بر آن داشت تا ساعتی به صحبت های دلنشین و آموزنده ایشان گوش فرا دهم و آن سخنان را برای نسل جوان و خلّاق و پرسشگر این دوران که در جستجوی الگو های صادق و صمیمی است، بازتاب دهم :

ــ از دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود سخن بگویید.

ــ به نام ایزد یکتا، اینجانب محمد مهدی صحت فرزند مرحوم محمد تقی در فروردین ماه سال ۱۳۱۱ خورشیدی در گلپایگان متولد شدم و در این شهر به مدرسه رفتم. پس از پایان دوره دبستان، در دبیرستان فردوسی تا کلاس نهم به تحصیل ادامه دادم. زیرا در این دبیرستان که تنها دبیرستان آن زمان در گلپایگان بود، کلاس های بالاتر تا اخذ دیپلم متوسطه وجود نداشت. شرایط زندگی ما ایجاب نمی کرد که برای ادامه تحصیل به شهر- های دیگر بروم. زیرا پدرم یک کفّاش ساده بود و درآمد کافی نداشت. عدم بضاعت مالی امکان ادامه تحصیل را از من سلب کرده بود.

ــ گر بماندیم زنده، بردوزیم        جامه ای کز فراق چاک شده

  ور نماندیم عذر ما بپذیر          ای بسا ارزو که خاک شده   

چه بسیارند کودکان، نوجوانان و جوانانی که در آرزوی تحصیل دانش به سبب زندگی نامناسب و یا جهل والدین و... آه می کشند و چون شرایط برایشان مهیا نیست، از رفتن به مدرسه محرومند. شما در آن مرحله چکار کردید؟

ــ برای پیدا کردن کار و کمک به خانواده و تهیه دارو و درمان مادر بیمارم، ناچار شدم به تهران بروم. متأسفانه کار مناسبی که درخور من باشد، پیدا نکردم.

دایی هایم ساکن تهران بودند. مبلغی پول به من دادند و با اصرارشان به گلپایگان برگشتم. من با آن پول مقداری اسباب بازی برای بچه ها و لوازم التحریر خریداری کردم و در جعبه ای شیشه دار در کنار دست پدرم در مغازه کفاشی قرار دادم. خوشبختانه فروش خوبی پیدا کرد. در ادامه به کمک عمویم که در بازار بود و از تهران جنس خریداری می کرد، اجناس مورد نیازم را برای فروش تهیه می کردم. کفاشی پدرم که مصادف شده بود با ایجاد کارخانجات کفاشی، دیگر فروش خوبی نداشت.

ــ به هر حال گذشت و ضرب المثل  از تو حرکت، از خدا برکت  مصداق یافت.

شنیده ایم که محمود غزنوی شب دی       شراب خورد و شبش جمله در سمور گذشت

فقیر گوشه نشینی لب تنور گرفت          لب تنور بر آن بینوای عور گذشت

علی الصباح بزد نعره ای که ای محمود      شب سمور گذشت و لب تنور گذشت

اقای صحت شرح داستان را با تمام وجود درک میکنم؛ چون من هم رو به قبله این قبیله داشته ام و بعد:

ــ در این زمان، نور امیدی وجود من و افرادی چون مرا روشن ساخت. آگهی ثبت نام برای شرکت در کنکور ورودی دانشسرای مقدماتی گلپایگان منتشر شد. در این آزمون شرکت کردم و موفق شدم. دوره دو ساله دانشسرا را نیز با تلاش، پشتکار و امید با پیروزی سپری کردم. در آن سال گلپایگان فقط به 8 نفر معلّم نیاز داشت و ابلاغ آموزگاری من برای خدمت در شهر خمین صادر شد. خمین در آن زمان تابع محلات بود و بجای خمین ابلاغ مرا برای خدمت در روستاهای محلات صادر کردند. از گرفتن ابلاغ خودداری کردم و برای تعیین محل خدمت در شهر های دیگر، به گلپایگان بازگشتم. رییس اداره وقت، اقای رییس زاده بودند. ایشان ابلاغ مدیریت دبستان محمدی اسفرنجان را برایم صادر کردند.

مدّت سه سال در اسفرنجان بودم و پس از آن به شهر منتقل شدم و در دبستان فردوسی به تدریس مشغول شدم.

در آن زمان برنامه اصل 4 ترومن ـ رییس جمهور آمریکا ـ برای آموزش شیوه های جدید تدریس در مراکز استان ها تشکیل شد. من دوره سه ماهه این برنامه را در اصفهان گذراندم و در مراجعت به گلپایگان در دبستان نمونه مشغول به کار شدم.

ــ گفته بودی درپس هرگریه لبخند است            این سخن بیهوده نیست

زندگی مجموعه ای ازاشک ولبخند است.

خنده ی شیرین فروردین                        بازتاب گریه پربار اسفند است

باران رحمت الهی برای آماده کردن کشتزار وجود شما در کسوت معلمی و خدمتگزاری به انسان های مشتاق ومحروم سرازیر شده است.

ــ ازدوران تحصیل دردانشسرای مقدماتی خاطره ای دارید؟

ــ بله ! خاطرات فراوانی دارم. به یکی ازآنها اشاره می کنم درآن زمان دانشسرا به صورت شبانه روزی اداره می شد و یک روزنامه دیواری به نام  پیک شادی متشر میشد که بنده قسمت فکاهی آن را با نام مستعار کلاغ لال  می نوشتم . در اول هر ماه یک کیلوگرم شکر برای مصرف صبحانه به هریک از ما می دادند ولی وقتی آن را وزن می کردیم، 900 گرم بیشتر نبود. با تحقیقی که کردم متوجه شدم زیرآن کفه ترازو که در آن شکر می ریختند، انباردار مقداری قیرچسبانده بود. من عین این مطلب را با ترسیم ترازو در روزنامه منعکس کردم و زیر آن نوشتم:

یک کیلوگرم  = ۹۰۰ گرم شکر + ۱۰۰گرم قیر

البته با بهانه های واهی در دو نوبت برای درج این موضوع کتک بسیار مفصلی نوش-جان کردم.

ــ شنیده ام که در جوانی به ورزش و بویژه دوچرخه سواری علاقمند بوده و با دوستانتان آقایان محمدرضا سعید پور، مرحوم محمد یادگاری و مرحوم ولی الله عباسی با دوچرخه مسافرتی به شهرهای ایران داشتید، ممکن است ماجرا را شرح دهید؟

با کمال میل ! دردوران معلمی ودر اواخر سال ۱۳۳۲ خورشیدی تصمیم گرفتیم با دوچرخه به عتبات عالیات در عراق مسافرت کنیم. برای کسب مجوز و گرفتن اطلاعات لازم درتهران به سازمان ورزش مراجعه کردیم.

ــ آقای " رضا بُرته " - قهرمان دوچرخه سواری کشور- مسؤلیت این رشته ورزشی را عهده دار بودند. ایشان گفتند تا حدود یک ماه مسافرتی با دوچرخه در ایران نداشته باشید، امکان گرفتن ویزا و موافقت ریاست محترم سازمان ورزش ایران وجود ندارد.  با راهنمایی و کمک ایشان ترتیب سفر در ایران داده شد.
نامه ای با امضای ریاست محترم سازمان ورزش ایران به فرمانداری ها و ژاندارمری ها مبنی بر همراهی و مساعدت با ما در طول سفر ارسال شده بود که رونوشت آن نزد ما بود. برنامه سفر شامل: گلپایگان، قم، تهران، قزوین، همدان، ملایر، بروجرد، خرّم آباد، اراک، خمین، گلپایگان بود. ۴  روز قبل از عید نوروز ۱۳۳۳ خورشیدی در میان بدرقه پر از شور و حال مردم و دوچرخه سواران گلپایگان از مقابل دبیرستان فردوسی حرکت کردیم و روز ۱۴  فروردین در میان استقبال دوچرخه سواران و بسیاری از مردم شهر به گلپایگان وارد شدیم.

در طول سفر با مشکلات فراوان جاده ای و گردنه های صعب العبور مانند گردنه آوج و برف شدید اطراف همدان دست و پنجه نرم می کردیم و با مقاومت و اراده قوی و امید به فردایی روشن رکاب می زدیم.

ــ چقدر جالب ! با تمام مشکلاتی که برشمردید از سلامتی و شادابی جسم و جان خویش غافل نبوده اید.هم اکنون هم پیاده روی صبحگاهی شما هر روز ادامه دارد. ضرب المثل " عقل سالم دربدن سالم است." که از زبانزد های معروف در زبان های گوناگون جهان می باشد و ترجمه ای ازعبارت لاتین Mens Sano in corpore sano  است، باید سرلوحه زندگی جوانان برای سلامت آنان باشد که گفته اند:

ز نیرو بود مرد را راستی                      ز سستی کژی زاید و کاستی

منتظر ادامه صحبت های آموزنده شما هستم :

ــ در خلال تدریس ودر اوقات بیکاری در داروخانه " صحت " کار کرده و نسخه پیچی می کردم. در تابستانی مرحوم حاج صحت عازم مکه مکرمه شد و چون تنها داروخانه ملّی شهر بود، مرحوم دکترصفوی رییس اداره بهداری ابلاغی دالّ بر مسؤلیت داروخانه زیر نظر خودش برای اینجانب صادر کرد.

حدود دو ماه مسؤلیت داروخانه "صحت " را داشتم، پس از آن دکتر صفوی به خاطر رفاه مردم موافقت کرد که داروخانه دیگری به نام " دارویی سلامت " تأسیس کنم. سالها مشغول بودم  که از اصفهان دکتر داروسازی به گلپایگان آمد و مجبور شدیم  که داروخانه صحت و دارویی شریف و سلامت را زیر نظر او اداره کنیم.

آتش عشق به ادامه تحصیل درونم را می سوزاند. از مطالعه کتاب های درسی برای شرکت در آزمون ورودی دانشگاه ها لحظه ای غافل نبودم، از طرفی مرحوم مادرم آرزو داشتند که در مشهد مقدس و در جوار بارگاه امام هشتم علی بن موسی الرضا زندگی را ادامه دهند. بخاطر ایشان دانشگاه مشهد را انتخاب کردم و در رشته تاریخ پذیرفته شدم. با شوق زاید الوصفی که حاکی از برآورده شدن خواسته مادرم بود، از مشهد به گلپایگان آمدم تا زمینه های مسافرت و سکونت در مشهد را فراهم کنم و به آن شهر عزیمت کنیم ولی مادرم از این تصمیم که داشتند، پشیمان شدند. به ناچار دو ماه و نیم در کلاس درس دانشگاه حاضر نشدم و به علت غیبت اخراج شدم. به توصیه دوستان به دانشگاه مشهد مراجعه کردم تا بلکه غیبت مرا نادیده بگیرند و به دانشگاه اصفهان منتقل شوم. امیدی به موافقت مسوؤلین دانشگاه نداشتم و سرگردان در محوطه آنجا قدم میزدم. یک آقا و دختر خانمی که همراه ایشان بودند، شرایط روحی و پریشانی مرا مشاهده کردند و جویای حالم شدند. ماجرا را تعریف کردم و فرمودند نگران نباش من برادرهمسر رییس دانشگاهم و این خانم دختر ایشان است. فردا مراجعه کن تا ترتیب انتقالت را به اصفهان بدهیم. نور امید در وجودم تابیدن گرفت. دعای مادرم کارساز شد و خداوند به برکت دعای او که مظهر یکتاپرستی و ایمان بود، مرا غرق در لطف و بنده نوازی خویش فرمود. به دانشگاه اصفهان منتقل شدم و پس از أخذ لیسانس تاریخ در دبیرستان فردوسی و دبیرستان دخترانه گلپایگان به تدریس ادامه دادم. با پیشنهاد رییس آموزش و پرورش و رأی همکاران به ریاست دبیرستان دخترانه منصوب شدم.

ــ از مادر و تاثیر دعای او سخن گفتید. آری ! پدر و مادر سراپا عشق، ایثار،از خود گذشتگی، عاطفه و مهرورزی برای فرزندان خویش می باشند. استاد شهریار در قصیده ای پر از احساس و عاطفه از مرگ مادر اشعاری سروده است که چند فراز آن به شرح زیر است :

آهسته باز از بغل پلّه ها گذشت             در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود

امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه         او مرده است و باز پرستار حال ماست

در زندگیّ ما همه جا وول می خورد        هر کنج خانه صحنه ای از داستان اوست

  هر روز می گذشت از این زیر پلّه ها         آهسته تا بهم نزند خواب ناز ما

امروز هم گذشت                                در باز و بسته شد

با پشت خم از این بغل کوچه می رود      چادر نماز فلفلی انداخته به سر

کفش چروک خورده و جوراب وصله دار      او فکر بچّه هاست

هرجا شده هویج هم امروز می خرد             بیچاره پیره زن همه برف است کوچه ها

 نه، او نمرده است. پس این که بود؟      دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید؟

لیوان آب از بغل من کنار زد؟       

در نیمه های شب-           

یک خواب سهمناک و پریدم به حال تب

نزدیک های صبح

او باز زیرپای من اینجا نشسته بود

آهسته با خدا- راز و نیاز داشت. نه، او نمرده است.

آقای صحت ! به جوانانی می گویم که از نعمت وجود پدر و مادر بهره مند هستند.

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه         که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

ــ یک ماه و اندی نگذشته بود که با رأی اعضای محترم شورای شهر گلپایگان به سمت شهردار انتخاب شدم. این انتخاب با استقبال زایدالوصف همکاران گرانقدر فرهنگی و مردم روبرو شد.

باید بگویم که علّت انتخابم در شهرداری دو دلیل داشت :

الف – ساختن خانه های کوی فرهنگیان به کمک دوستان.

ب – ایجاد تعاونی مصرف فرهنگیان و گسترش آن برای رفع نیاز های این عزیزان.

خلاصه ای از کار های انجام شده در شهرداری در زمان خدمت اینجانب به شرح زیر است :

  1. احداث خیابان های مسجد جامع، خیابان آيت اله سیّد جمال الدين گلپايگاني ، خیابان آيت اله سعيدی، خیابان آیت الله غفاری، قسمتی از خیابان هفده تن، خیابان امام حسن مجتبی (ع)تا ابلولان و همچنین روکش خیابان اصلی شهر شامل عملیّات تخریب، تسطیح، آسفالت، جدول گذاری و درخت کاری طبق نقشه هوایی موجود در شهرداری. ۱۰۰ متر خیابان بیشتر از دوره های قبل ظرف ۲۱ماه خدمت انجام دادم.

     

     

  2. ایجاد پارک جنگلی همراه با کار سه ماهه در آنجا تا نیمه های شب.

  3. مرمّت و مقاوم سازی و تعریض پل قاضی زاهد و امکان عبور و مرور دو طرفه آن.

  4. فسخ قرارداد ساختن هتل جهانگردی که شهرداری ساختن آن را تقبّل کرده بود و واگذاری آن به سازمان جلب سیّاحان ضمن شکایات و ارسال نامه های فراوان که از آن پس این سازمان، ادامه ساختن آن را به عهده گرفت.     

    لازم به ذکر است که تمام این اقدامات در سایه الطاف بی پایان پروردگار، همکاری و همدلی مردم عزیز و کارکنان شهرداری انجام گرفت. فقط می توانم با بیان موجودی بانکی که نماد همکاری مردم است، یاری آنان را نشان دهم.

    وقتی شهرداری را تحویل گرفتم، به پول آن روز هفت صد هزار تومان بدهکار بود. پس از 21 ماه که آن را تحویل دادم یک میلیون و دویست هزار تومان موجودی داشتم.

     ــ آقای صحت ! شماهمواره منشاء خیردر آموزش وپرورش و بهداشت و درمان این شهربوده اید ولی از بیان این کارهای خداپسندانه امتناع کرده اید، من به مصداق مفاد آیه 274 سوره بقره در قرآن مجید، خواهش میکنم برای تشویق دیگران وسوق دادن نذورات آنان به سمت وسوی نیاز دردمندان ومحرومان ازذکر آن ها خودداری نفرمائید. آن آیه این است :

.

الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ

کسانى که اموال خود را در شب و روز نهان و آشکارا انفاق کنند، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود و هرگز از حادثه آینده بیمناک و از امور گذشته اندوهگین نخواهند شد.

 

 

بر این رواق زبرجد نوشته اند به زر      که جز نکوئی اهل کرم نخواهد ماند

توانگرا، دل درویش خود به دست آور     که مخزن زرو گنج و درم نخواهد ماند

ــ مقدمتاً باید عرض کنم که تمام این کارها باراهنمایی، دلسوزی و مساعدت مسئولین آموزش وپرورش و بهداشت و درمان بویژه آقایان دکتر ناصر رستمی و عبّاس خرمی انجام شده است .

  1. به خاطر یادبود فرزندم مرحوم محمدباقر صحت که به علت بیماری سرطان  دار فانی را وداع گفت، دبیرستان صحت را درکوچه مسجدحاجی بنا نمودم.

  2. خریداری محل زائرسرا در شهر مقدّس مشهد با کمک دوستان آقایان خرّمی وامیدوار.

  3. خرید دو دستگاه برای جراحی چشم و اندازه گیری لنز چشم از کشور ژاپن

    با کمک آقای فاضلی - یکی از دانش آموزان عزیزم - این دو دستگاه ظرف مدت دو ماه از ژاپن به گلپایگان رسید.

  4. زمانی که آقای دکتر شیری متخصص کلیه به گلپایگان آمدند، آقای دکتر رستمی فرمودند ما متخصص کلیه داریم اما هیچ وسیله ای نداریم اگر        می توانی در این مورد اقدام کن. بلافاصله با مدیر کمپانی مربوطه تماس گرفتیم، خوشبختانه ایشان به گلپایگانی ها علاقمند بودند زیرا در دانشگاه جندی شاپور اهواز با آقای دکترعمیدی استاد آمار و شادروان رضا تاجداری مدیر کل آموزش آن دانشگاه دوست بودند. ایشان باعنایت خاص، وقتی دستگاه سنگ شکن راخریداری کردم، دو دستگاه مکمل آن را نیز رایگان اهداء کردند و دو روز بعد این دستگاه زیر نظر دکتر مزدا استاد معروف دانشگاه اصفهان شروع به کار کرد.

  5. دراتاق زایمان دستگاه کنترل جنین که بتواند تشخیص دهد آیا جنین در خطر است و نیازی به سزارین می باشد یا نه، آقای دکتر رستمی فرمودند: اگراین دستگاه خریداری شود کمک زیادی به بخش زایمان خواهد شد. دستگاه را خریداری کردم وهم اکنون مورد استفاده است.

  6. هزینه ساخت یک طبقه از ساختمان مرکزسلامت (ساختمان سرکار خانم دکتر رقیه هادی) درخیابان آیت الله گلپایگانی را جهت بررسی و پیشگیری سرطان، بویژه سرطان پستان خانم ها را تقبل نمودم و انجام دادم که این طبقه به یادبود همسرم مرحومه فخرالتّاج شمسی نامگذاری خواهد شد.

  7. مدت چهار سال ساختمان اورژانس بیمارستان امام حسین (ع) نیمه تمام مانده بود. با فرزندانم که برای مراسم سالگرد فوت مادرشان به ایران آمده بودند دراین مورد مذاکره کردم. آقای دکتر رستمی فرمودند که بزودی ساختمان اورژانس به پایان خواهد رسید.

  8. چون آزمایشگاه مرکزی شهرستان و درمانگاه انتهای خیابان شهید رجائی تخریب شده و قابل استفاده نبود، مخارج تجدید بنای آن ها را به عهده گرفتم و بحمد الله در آبان ۹۴  مورد بهره برداری قرار خواهند گرفت.

 

 

  1. ۹-  بیمارانی که در بیمارستان به خون نیاز داشتند، ناچار بودند برای تهیه خون به خوانسار مراجعه کنند. دراین مورد  آقای دکتر فتاح رئیس وقت بهداشت ودرمان را ملاقات کردم، ایشان مجوز لازم را ازاستان اصفهان دریافت کردند. محل سرپوشیده ای به مساحت تفریبی۷۰ متر مربّع نیاز بود. به هیأت مدیره سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) مراجعه کردم واز ایشان تقاضا کردم یک قسمت از زیرزمین بارگاه را که هنوز نیمه تمام  بود به بهداری بدهند و من قبول کردم کلیه هزینه های کاشیکاری و وسایل داخلی و...بپردازم. گفتند باید به مدیرعامل وقت مراجعه کنی، بنده اجابت امرکردم. ایشان فرمودند تا موافقت درمانگاه را در این ساختمان ندهید امکانش نیست و اصرار من هم  بی نتیجه  ماند.

ــ سپاسگزارم.

همه روز روزه بودن، همه شب نمازکردن         همه ساله حج نمودن، سفرحجازکردن

ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن         دولب از برای لبّیک به وظیفه باز کردن

شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن           ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدای، هیچکس را اثر آنقدر نباشد             که به روی نا امیدی، در بسته باز کردن

این گفتگو را با فرمایشات پرفسور مجید سمیعی جراح و متخصص برجسته و ممتاز مغز و اعصاب به پایان می بریم.

به گزارش ایسنا دکتر مجید سمیعی درگفتگو با شبکه خبری صدای آلمان ضمن عرض تسلیت به هم وطنان به خاطر فاجعه صحرای منا گفت: اگرهموطنان من فقط یک سال هزینه حج را نذر بیماران کنند، می توان با آن پول ،50 مرکز فوق تخصصی جراحی مغز درایران احداث کرد تا ازسراسرجهان ، بیماران به این مراکز مراجعه کنند و ایران را بزرگ ترین قطب درمان مغز جهان کرد. وی در ادامه برای پذیرفتن این مسئولیت اعلام آمادگی کرد.

                                                               به امید آن روز

علی اکبر جعفری ۹۴/۷/۲۰

 

 

 

 

 

       

اين مطلب تاکنون 1552 بار مشاهده شده است.
مطالب مرتبط با استاد علي‌اكبر جعفري

سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
پاسخ به معماهاي هندسي(۱)
پروفسور مریم میرزاخانی، ذهن زیبا، اندیشه پویا، فروتن و شکیبا
در آیینه تاریخ (قسمت نهم) - عصر روشنگری، ادامه دوران رنسانس در شرایطی تازه
در آیینه تاریخ (قسمت هشتم) رنسانس کشف دوباره انسان و جهان
در آیینه تاریخ (قسمت هفتم)-سده‌های میانه ، انجماد فکری و حاکمیت تمام عیار کلیسا
برف نو برف نو سلام سلام
صبح صادق ندمَد تا شب یَلدا نرود
در آیینه تاریخ (قسمت ششم) -اساطیر یونان و آثار حماسی هومر
در آیینه تاریخ (قسمت پنجم) - ارسطو بنیانگذار منطق
در آیینه تاریخ (قسمت چهارم) افلاطون معمار اصلی فلسفه سیاسی
در آیینه تاریخ (قسمت سوم) سقراط
يونان و روم باستان (قسمت دوم)
یونان و روم باستان ( بخش اول )
قلم، نگارنده اندیشه بر کاغذ
دانش برترین شرف آدمی است
خانه تکانی
فرزند زمان خویشتن باش
پشت صحنه حضور استاد علی اکبر جعفری در برنامه زنده سیمای خانواده
سیمای فرزانگان (7) - مروری بر زندگانی استاد بزرگوار، معلّم و خیّر والامقام محمد مهدي صحت
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش دوم
فرهنگ ، نظم ، قانون - بخش اول
سیمای فرزانگان(6) - شادروان استاد سید حسن نوربخش(دبیر)
نيلوفري در سايه سار بيد
مصاحبه دانش آموزان با استاد علي اکبر جعفري
نشاني نوروز
يك كهكشان ستاره (بخش اول) حکيم ابوالقاسم فردوسي )
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
سيماي فرزانگان گلپايگان - دكتر علي عميدي
لبخند
تکنولوژی واحساس
داستان يک زندگي
رفتارهاي مخرب مغز
قورباغه ها
یاد باد آن روزگاران ياد باد
تاشقایق هست زندگی باید کرد
انسان‌ها...
يلدا شب گرم مهربانان جاودان باد
شب چله (یلدا) شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
پلي بين كوير و دشت
پرستوها به لانه بر مي‌گردند
سخنان پیام آور کربلا حضرت زینب(س) در مجلس یزید
رنگين کمان آرزوها
زندگی درعصر رايانه
سيماي فرزانگان (۵) - مرحوم استاد منوچهر خالصي
سيماي فرزانگان (۴) - مهندس عليقلي بياني ، فرزانه‌اي از جنس آب
سيماي فرزانگان(۳) - دکتر فضل الله اکبری
عشق و دوستي
وصيت داريوش به خشايارشا
زيبايي‌هاي رياضي: فراكتال‌ها
سياه چاله هاي رياضي
زيبايي‌هاي رياضي - كاشي‌هاي خود پوشاننده
سرگذشت عدد "پي"
استاد پرويز شهرياري انديشمند و رياضيداني عاشق بود
معلم و شاگرد
سيماي فرزانگان 2 - شادروان استاد علي وكيلي
سيماي فرزانگان ۱ - دكتر علي عميدي
رمز و راز جاودانگي
انسان محور توسعه است
ماه و پلنگ
معلم قافله‌سالار عشق است (3)
معلم قافله‌سالار عشق است (2)
معلم قافله سالار عشق (1)
بر فراز كهكشان‌ها
لهجه‌ي گلپايگاني شكر است
آواي چلچله‌ها
گلبانگ توحيد در طلوع شقايق
از سكون مرداب تا خروش دريا
بين مرگ و زندگي
چارلي چاپلين به راستي يک معلم بزرگ است



نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيک:
سايت يا وبلاگ:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


19:52   24 مهر 1394
دکتر فاطمه آقابراتی
درود بی پایان بر استاد عزیز و خیّر خیر اندیش_ جناب آقای صحت _ وسپاس فراوان از دیگر استاد عزیزم_ جناب آقای جعفری_ که به همتشان ترتیب این مصاحبه داده شد.
به خود می بالم که زاده و پرورش یافته شهری هستم که در دامان خود افرادی چون استاد صحت و استاد جعفری را پرورانده. افتخار شاگردی مستقیم آقای جعفری و شاگردی معنوی آقای صحت را داشته و دارم. اساتیدی که اگر نگویم بی نظیرند، قطعا کم نظیرند. خداوند سایه پرخیر و برکت این دو استاد فرزانه و سایر اساتید عزیز را بر سر ما حفظ کرده وشایستگی شاگردی این گرامیان را به ما عطا فرماید.امید که بتوانیم اندکی از دانش بیکران این بزرگواران را به نحوی شایسته پس دهیم.

8:17   25 مهر 1394
ه.چهرزاد
از فرزانگانی چون آقای صحت و آقای جعفری کمال تشکر را دارم. آنچه این عزیزان را برجسته نموده است ارادت بی ادعایی است که به شهرشان دارند. احساس تعلق به شهر همان خصوصیتی است که باید در شهروندان گلپایگانی تقویت شود تا شهر توسعه یابد. عدم تعلق به شهر، در هر کجا باشد ویرانگر است و به بی تفاوتی مردم و بی کفایتی مسئولان را در پی خواهد داشت. این احساس را باید از کودکی پرورش داد. از آخاله متشکرم و خواهشی دارم که آرشیوی در سایت جهت سیمای فرزانگان در نظر بگیرند.

13:32   26 مهر 1394
محسن جمالی
درود بر جناب آقای جعفری و حاج مهدی صحت. خداوند بر طول عمر ایشان و توفیقاتشان بیافزاید.

18:32   28 مهر 1394
.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز\rمرده آن است که نامش به نکویی نبرند.\rمنشاخیربودن دروجودهمه انسانهابه ودیعه وامانت گذاشته شده است ،ولی شهامت ایجادتغییروتحول ولذت بخشندگی وسخاوت وعفووبخشش مخصوص بندگان خاص تر اوست.کاش سایرهمشهریان بزرگواروبابضاعت شهرمان نیزدرمسیرتوسعه وپیشرفت این شهرودیار بیشترهمت میکردندودرمی یافتندکه آنچه برکت مال وعمرشان را افزون میسازدهمانا احسان وخیرات میباشد.خداوندبه تمامی عزیزان خیراندیش ونیکوکار اجروپاداش نیکورادر دوسرا عنایت وکرامت فرماید.انشااله

15:31   30 مهر 1394
دکتر داریوش سلطانی
گپ وگفت صمیمانه و پر بار دو استاد فرزانه و اندیشمند _ جناب آقای صحت و جناب آقای جعفری را خواندم و بسیار لذت بردم. به سان آن چه از گفته هایشان در کلاس درس و در سایر محافل آموختم، نوشتارشان نیز به من درسهای فراوان آموخت. بی شک مشقات و سختی هایی را که این عزیزان در شیرین ترین دوران عمر خود یعنی نوجوانی و جوانی با عشق هر چه تمام متحمل شده اند، مقدمه این همه سخاوت و خیر اندیشی می دانم. رجائ واثق دارم استاد صحت الگوی تمام نمای یک انسان خیری است که افرادی چون ما باید سرلوحه زندگی خود قرار دهیم.دعای خیر هزاران هزار انسانهای نیازمندی که بهره مند از وجود شما هستند بدرقه راهتان.

12:49   05 آبان 1394
محمد حسین ماهری
بزگوارانی چون استاد صحت ، استاد جعفری و دیگر عزیزان دلسوز، الگو و سرمایه ی گران بهایی برای توسعه و پیشرفت هرچه بیشتر در عرصه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شهرستان گلپایگان هستند. امید است قدر این گرامیان را تا زمانی که در قید حیات اند بیشتر بدانیم و از تجارب ارزنده ی آن ها جهت پویایی هرچه بهتر موطنمان بهره ببریم.

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |