آخرين به روز آوري سايت دوشنبه ۲۰ مردادماه ۱۳۹۹

نمايي از مسجدجامع گلپايگان سال ۱۳۸۰ - محمود نيکنامي



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد...



بیماری سیروزکبدی


.


مهندس عليقلي بياني ، فرزانه‌اي از جنس آب - استاد علي اکبر جعفري

در آغاز مسول ساختن سد اختخوان مهندس طالقانی بود ولی به علت ساختن سد کرج استعفا داد و مهندس عليقلی بیانی که رشته تحصيلی اش مرتبط با سدسازی و لوله کشی شهرها بود به اختخوان رفت و دوسال و نيم آن جا ماند و کار سد را به سرانجام رساند.


صداي ماندگار - ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست - صداي دلنشين استاد محمدعلي سعيدي

بي هُمزبون ، عنوان شعر محلي گلپايگاني ، سروده و با صداي دلچسب استاد محمد علي سعيدي ، شاعر توانمند شهرمان كه در سال 1380 اجرا گرديده است . نكات قابل توجه اين سروده زيبا ، لهجه و گويش واقعي مردم شهر در دهه هاي گذشته ، اشاره به اصطلاحات و ضرب المثلهاي محلي ، يادآوري آنچه در گذشته وجود داشته و ديگر اثري از آن نيست و از همه مهمتر زنده نگه داشتن فرهنگ عامه شهر و اشاره به محصولات معروف هر منطقه و ناحيه است و يك اثر منحصر به فرد را در اين سروده خواهيد شنيد . حتما بشنويد











حدیث عشق در جهاد سازندگی (۲)

شهادت سید عباس نوربخش در عملیات مهندسی و پشتیبانی منطقه عملیاتی خیبر و محور طلایه هنگام اقامه نماز صبح و در حال قنوت با ترکش خمپاره دشمن و نیز جانبازی تعداد قابل توجهی از همکاران از جمله آقای حاج مجتبی دلیری که با شرکت در 13 عملیات و 8 بار مجروح شدن و حضور در جبهه ها به مدت 75 ماه ، به عنوان رزمنده نمونه استان اصفهان انتخاب شد ، گواه صادقی بر پيشگامي جهاد سازندگي گلپايگان در جبهه هاي نبرد با متجاوزين بعثي بود . علاوه بر آن تشکیل گروهان مهندسی رزمی مقداد که شاخه ای از گردان حمزه ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ جهاد سازندگی استان اصفهان محسوب می شد، و شاکله اصلی فنی ،مهندسی آن را نیروهای گلپایگانی تشکیل می دادند....

دکتر ابراهيم جعفري


 حدیث عشق در جهاد سازندگی (۲)

  جهادگران و دفاع مقدس

  الهی به آنان که پرپر شدند              پر از زخم های مکرر شدند

  به آنان که زخمی ترین بوده اند        شهیدان میدان مین بوده اند

  به آنان که امروز فردایی اند             به آنان که فردا تماشایی اند

  همانان که روح روان داشتند            سفرنامه آسمان داشتند

  که این خطه خاک سرافرازی است   همه همت و شور و جانبازی است

                                                                                                      پرویزبیگی حبیب آبادی

  دوران دفاع مقدس در تاریخ کشور ما قطعه ای از بهشت است؛ زیرا ملت بزرگ ایران اوج فداکاری ها و رشادت ها را در نبرد با دشمنان اسلام از خود بروز داد.تاریخ صدر اسلام تکرار شد ؛ فرزندان  دلاور میهن اسلامی ما با سلاح ایمان به مقابله با متجاوزین سرتا پا مسلح شتافتند و طی 8 سال در برابر زیاده خواهی دشمن متجاوز ایستادگی کردند.

 

جهادسازندگی نیز به عنوان یادگاری که  از سوی رهبر کبیر انقلاب برای آبادانی و محرومیت زدایی روستاها تشکیل شد ، همپای نیروهای مسلح در عرصه مهندسی جنگ و پشتیبانی از جبهه ها با طراحی های هوشمندانه  جایگاه ویژه ای را در موفقیت لشگر اسلام به خود اختصاص داد، به گونه ای که امام خمینی(ره) در پیامی فرمودند: نقش جهاد سازندگی در جنگ کمتر از نیروهای نظامی نبوده و نیست.

  اینجانب که صادقانه در برابر شهیدان و جهادگران با اخلاص بخصوص سنگر سازان بی سنگر سرتعظیم فرود می آورم، خاطرات خود را از دوران دفاع مقدس و فعالیت های جهاد سازندگی گلپایگان به رشته تحریر در آوردم تا در دفتر تاریخ ثبت گردد.

  آنچه پیش روی شماست، بخش ناچیزی از گنجینه عظیم دوران دفاع مقدس و حماسه آفرینان جهاد است که در حد بضاعت خود به آن پرداخته ام.

           آب دریا را اگر نتوان کشید      هم به قدر  تشنگی باید چشید

  بدون تردید تعامل جهاد سازندگی گلپایگان با جبهه های دفاع مقدس بخش فراموش نشدنی از فعالیت های جهادگران را از شروع تا پایان جنگ تحمیلی به خود اختصاص می دهد.همگام با بسیج عمومی و معطوف شدن اذهان جامعه به مقابله با ارتش رژیم بعث عراق اولین واکنش از سوی جهاد سازندگی جمع آوری کمک های مردمی در سطح روستاها و شهر بود. در ماه های اول جنگ این کمک ها بیشتر به اهدای گندم، نان، پول  نقد و ... اختصاص داشت و تا عملیات فتح المبین تداوم داشت.

  علاوه برآن در کمیته فرهنگی جهاد، رسالت تبلیغ و آگاه سازی مردم بخصوص روستاییان را در زمینه مقابله و ایستادگی با دشمن تا دندان مسلحی که بخشی از خاک میهن اسلامی ما را اشغال کرده بود، بر دوش می کشیدیم.اکثر فیلم هایی را که شب ها در روستاها نمایش می دادیم، با موضوع دفاع مقدس ارتباط مستقیم و تنگاتنگ داشت. در کنار آن ،سخنرانی و تاکید بر دیدگاه های رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) نیز جای خود داشت.

  فراموش نمی کنم فداکاری شهید حسین فهمیده که به دورکمر نارنجک بست و خود را به زیر تانک دشمن پرتاب کرد تا از حرکت کاروان نظامی آنها جلوگیری کند و به همین دلیل از سوی امام به عنوان الگو و رهبر معرفی گردید ، در قالب فیلم ساخته و پرداخته شد و از سوی کمیته فرهنگی جهاد استان به صورت امانت در اختیار ما قرار گرفت. تا زمانی که این فیلم در دست ما بود، شب ها در مساجد روستا و روزها در مدارس شهر و روستا به نمایش می گذاردیم و براین باور بودیم که اگر رزمندگان در جبهه ها با دشمن جبار می ستیزند، ما در پشت جبهه با این فعالیت های فرهنگی آن ها را یاری می دهیم. به قول شادروان دکتر شریعتی اگر آنها کاری حسینی می کردند، ما می‌بایست کاری زینبی کنیم و ...

 

 در سال 1359 در کربلای هویزه که به شهادت جمعی از دانشجویان  مسلمان پیرو خط امام نظیر حسین علم الهدی منتهی شد،  جهادگر همشهری ما "شهید حسین خوشنویسان"  مسئول جهاد سازندگی شهرستان سوسنگرد بود این شهید والامقام در ماه رمضان  سال ۱۳۵۹با هوای گرم اهواز وارد آن شهر می شود و فعالیتهای سازندگی را پیش می گیرد تا شروع جنگ در همان منطقه می ماند و در دفاع مقدس فداکاریهای زیادی انجام می دهد تا اینکه با دوستان و همرزمانش از جمله شهید علم الهدی و قدوسی و دیگر همرزمانش توسط لشکر دژخیم صدام محاصره و به فیض شهادت نایل می شوند و پیکر پاک و مطهر ایشان در مشهدالشهدای "هویزه"در کنار سایر همرزمانش زیارت گاه عشاق و دوستداران خط سرخ شهادت میگردد .
نام مبارکش برای همیشه با "هویزه " عجین گشت و هر گاه اسم هویزه به گوش می رسد رشادتها و ایثار و بزرگی و عظمت و شکوه آن عزیز و یارانش برای همگی تداعی میگردد . مجلس شهادت این عزیز توسط جهاد سازندگی گلپایگان در حسینه اعظم رباط ابلولان با شکوه خاصی برگزار و یاد و خاطره این دانشجوی شهید و فداکار جهادی گرامی داشته شد  و امروز مفتخریم که با مساعدت خانواده معزز و به یادبود  این شهید والامقام ، یکی از مراکز آموزش عالی شهرمان با نام " دانشکده فنی و حرفه ای شهداء گلپایگان"  با هزینه بالا توسط خانواده ایشان احداث گردید و هم اکنون یکی از مراکز آموزش عالی وابسته به وزارت علوم ، تحقیقات و فن آوری با امکانات قابل توجه فعالیت می کند.

 

 زمستان سال ۱۳۵۹ جمعی از همکاران از جمله شهید بزرگوار  مهندس "محمد وکیلی فرد"به مناطق جنگی رهسپار شدند. در اوایل جنگ طرح و نقشه ویژه ای برای جهاد وجود نداشت و بیشتر فعالیت ها در چارچوب سازندگی مناطق آسیب دیده و کمک به مردم جنگ زده بود. دوستان ما هم در سال ۱۳۵۹ در شوشتر مستقر شده بودند و در خطوط  مقدم جبهه حضور نداشتند. در اوایل سال ۱۳۶۰ جمع دیگری به مناطق جنگی در استان ایلام رهسپار شدند که اینجانب نیز توفیق حضور در منطقه ای محروم نزدیک به شهر جنگ زده دهلران را در اردیبهشت ماه آن سال پیدا نمودم.

  پس از ورود به شهر ایلام و یک شب اقامت در ستاد جهاد سازندگی استان اصفهان ما را توسط بالگرد عازم منطقه ای به نام زرین آباد نمودند. در آن مقطع زمانی فاصله زرین آباد با ایلام با اتومبیل حدود ۷ تا  ۸ ساعت بود، اما برای ما که اولین بار تجربه سفر با بالگرد را داشتیم، ۳۰ الی ۴۰ دقیقه به طول انجامید.

  خاطرات شیرین یک ماه حضور در زرین آباد را هرگز فراموش نمی کنم. محل استقرار ما چادر بود. نشست و برخاست در چادر مخصوصا شب ها، آن هم با کمترین امکانات رفاهی و تلاش روزانه در هوای گرم و شرجی تجربه منحصر به فردی بود. یک شب را هم به دهلران رفتیم و در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن شهرستان اقامت نمودیم.

  شهر کاملا از ساکنین خالی بود. یکی از موارد به یادماندنی در آن شب خاطره انگیز ، ناله و درماندگی انبوه گربه‌هایی بود که از شدت گرسنگی به صورت مداوم دور ما می چرخیدند. مواد غذایی هم محدود و سختی های ناشی از جنگ به خوبی قابل لمس بود و... فعالیت ما در آن منطقه بیشتر آب‌رسانی و فرهنگی بود.

  با گذر زمان و انسجام بیشتر رزمندگان، ورود جهاد سازندگی به عرصه های نبرد با صدامیان ،سامانی جدید یافت و نقش حائز اهمیت مهندسی جنگ را برعهده گرفت.در آستانه عملیات بزرگ فتح المبین تعدادی دیگر از همکاران عازم مناطق جنگی جنوب شدند و پابه‌پای رزمندگان و در پشتیبانی از آن‌ها تلاش کردند. پس از پایان عملیات به وطن بازگشتند و دوباره در آستانه عملیات بیت المقدس که به فتح خرمشهر منتهی گشت، بار سفر بستند و عازم جبهه ها شدند.

  اینجانب نیز که همگام با آن عزیزان آماده رفتن به جبهه بودم، در آخرین لحظات از سوی مسئول وقت جهادسازندگی فراخوانده شدم. ایشان به من گفت : اگر هدف تو از رفتن به جبهه یاری و کمک به رزمندگان است، حضورت در جهاد سازندگی گلپایگان دارای اثربخشی بیشتر است. وقتی دلیل آن را پرسیدم، پاسخ داد: رزمندگان اسلام در هوای گرم و طاقت فرسای جبهه ها (بخصوص جبهه های جنوب) برای مقابله با بیماری های عفونی نیاز مبرم به لبنیات دارند. اگر با یک سازوکار تبلیغاتی بتوانی از طریق جمع آوری شیر و تبدیل آن به ماست، به آنها مدد برسانی، اقدامی خداپسندانه‌تر کرده ای و... توجیه بیشتر این بود :در گلپایگان و حومه، دامداری در سطح خرد و کلان وجود دارد  که این استعداد در شهرهای دیگر کمتر است. بنابراین باید از این ظرفیت در راستای کمک به جبهه ها استفاده شایسته به عمل آورد. استدلال ایشان منطقی بود و من پذیرفتم.

  همان روز با کمک دوستان دست به ابتکار زدیم و با یک ماشین بلندگو دار که به پرچم های سبز و قرمز لااله الا الله و محمد رسول الله مزین بود، هنگام غروب روانه یکی از