آخرين به روز آوري سايت چهارشنبه ۵ آذرماه ۱۳۹۹

نمايي از مسجدجامع گلپايگان سال ۱۳۸۰ - محمود نيکنامي



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد...



.


وانشان، ابیانه ای دیگر

روستاي وانشان در چند كيلومتري گلپايگان نمادي از اين فرهنگ است كه شباهت هاي زيادي با ابيانه دارد ، كوچه هاي تنگ وپيچ در پيچ ، قلعه تاریخی ، بقعه متبرکه امامزاده ابوالفتوح ، گویش محلی ، و نوع پوشيدن لباس بعضي از اهالي اين روستا را مي توان با ابیانه مقایسه کرد


۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ - تضمین شعر حافظ با لهجه گلپایگونی

استاد سعيدي با مهارت و استادي و با استعانت غزلي از حافظ تحت عنوان ( ما را بس ) اشعاري را با لهجه و اصطلاحات گلپايگاني سروده است و اين غزل در نوع خود بي نظير است . اين غزل توسط سايت آخاله و با گويش جديدتر توسط استاد اجرا گرديده است . با نظرات خود ما را در اشاعه اين فرهنگ ياري فرماييد


بخ ، چي ، شي ؟ - اثر ماندگار استاد محمدعلي سعيدي

استاد سعیدی در اواخر دهه 70 شمسی با سرودن چند مجموعه شعر محلی با لهجه گلپایگانی تحولی شگرف در این گویش ایجاد کرد و سایت آخاله با افتخار به کمک استاد توانست تعدادی از آنها را آرشیو نماید تا به مرور در اختیار همشهریان فهیم خود قرار دهد











هنر هفتم در گلپایگان - استقبال از افتتاح سینما بهاران

حتماً این روایت را شنیده اید که در یونان قدیم نویسندگی ، شعر، موسیقی ، تئاتر ، نقاشی و مجسمه سازی را شش هنر اصیل می شناخته اند و درادامه سینما را به عنوان " هنر هفتم " به آن ها افزوده اند. افتتاح سینما بهاران در گلپایگان انگیزه ای در اینجانب به وجود آورد تا به این مناسبت مروری کوتاه و گذرا بر سیر ورود سینما و تحول آن در ایران داشته باشم

دکتر ابراهيم جعفري

                                هنر هفتم در گلپایگان
                               
                                  استقبال از افتتاح سینما بهاران

        
         بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم       فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
         اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد       من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
         صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز          بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
         بهشت عدن گر خواهی بیا با ما به میخانه       که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم
                                                                                                      گزیده ای ازغزل 374 حافظ


در دنیای کنونی که به عصر اطلاعات مشهوراست ،هریک ازرسانه ها جایگاه ویژه ای را در چرخه ارتباطات اجتماعی به خود اختصاص می دهند. کارکرد وسایل ارتباط جمعی شامل اطلاع رسانی ، آموزش ، تفسیروتشریح وقایع و آماده سازی اذهان شهروندان برای پذیرش تغییرات سریع و پر کردن اوقات فراغت می باشد. بدون شک رادیو ، تلویزیون و مطبوعات بالاترین نقش را در برآوردن سه نیاز اول داشته و رسالت سینما به چهارمین مورد یعنی غنی سازی اوقات فراغت اختصاص دارد. اگرچه شبکه های اجتماعی نظیر تلگرام ، اینستاگرام و ... تا حد زیادی این نیاز را تأمین کرده اند ، اما هرگز قادر نیستند مانند سینما تأثیرگذار باشند ؛ زیرا در منظومه ارتباطات  هر میزان که بر تعداد و تنوع ابزار افزوده شود ، هیچ کدام از آن ها از دور خارج نمی شوند، بلکه در جایگاه اصلی خود ایفای نقش می کنند.
    حتماً این روایت را شنیده اید که در یونان قدیم نویسندگی ، شعر، موسیقی ، تئاتر ، نقاشی و مجسمه سازی را شش هنر اصیل می شناخته اند و درادامه سینما را به عنوان " هنر هفتم " به آن ها افزوده اند. افتتاح سینما بهاران در گلپایگان انگیزه ای در اینجانب به وجود آورد تا به این مناسبت مروری کوتاه و گذرا بر سیر ورود سینما و تحول آن در ایران داشته باشم . یادآور می شوم که سینما به عنوان یک هنر در ایران مانند سایر کشورها دارای ابعاد وسیع و دامنه گسترده ای است که با یک مقاله نمی توان حق همه کنشگران این عرصه را ادا کرد. از این رو امیدوارم مخاطبان محترم کاستی هایی را که ازعدم شناخت اینجانب سرچشمه می گیرند ، به بزرگواری خود ببخشند.
     بیش از صد سال از ظهورسینما می گذرد. تاریخ سینمای ایران همانند تاریخ سیاسی و اجتماعی یک قرن اخیر با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است. در سال 1900 مظفرالدین شاه قاجار به سبک و سیاق پدرش سفری به فرنگستان کرد و هنگامی که رحل اقامت در فرانسه افکند ، چشم اش به دستگاهی افتاد که " به روی دیوار می اندازند و مردم در آن حرکت می کنند".

                 Image result for آکتور سینما    Image result for میرزا ابراهیم خان عکاسباشی

 بی درنگ به میرزا ابراهیم خان عکاسباشی دستور داد که آن را خریداری و برای شروع از جشن گل ها فیلمبرداری کند. میرزا ابراهیم خان از آن کارناوال فیلم برداشت و هشت ماه بعد شاه آن را به همراه دستگاه سحرانگیز سینماتوگراف به عنوان سوغات فرنگ به مملکت محروسه ایران آورد. میرزا ابراهیم خان هم دست به کار شد و شروع به فیلم برداری از کوچه و بازار و دسته های عزاداری و حتی شیرهای شاه در دوشان تپه نمود. این گونه بود که در سال 1279 هجری شمسی، شش سال پیش از پیروزی انقلاب مشروطیت نخستین بذر سینما در خاک ایران جوانه زد.  دکتر مهدی محسنیان راد در کتاب " ایران در چهار کهکشان ارتباطی" آورده است: " سینما به عنوان پدیده ای نوظهورو وارداتی در چند دهه اول حیات خود کمتر امکان پیوند با واقعیت های اجتماعی زمان خود را داشت. آغاز سینماتوگرافی (فعالیت سینما در ایران) به خواست دربار قاجار سبب شد تا این پدیده نه در جریان تحولات سیاسی و اجتماعی ، بلکه کاملاً منطبق با خواست و اراده دستگاه حاکم و به عنوان نمادی از تجددخواهی شاه کشور معرفی شود. ثبت اولین تصاویرازمظفرالدین شاه گواهی براین مدعاست.

     Image result for ناصرالدین شاه آکتور سینما

در نتیجه دوربین فیلمبرداری وسیله ای برای نمایش هر آنچه جلوه ای از شکوه شاهنشاهی بود ، قلمداد می شد. از این رو کمتر پیوندی میان واقعیت اجتماعی ، تاریخی با تصاویر و فیلم های دهه های اول ورود سینما به ایران به چشم می خورد."
     تا قبل از تاج گذاری رضاشاه ، شرایط سخت افزاری و نرم افزاری توسعه سینما فراهم نبود. پنج سال قبل از تاج گذاری ، در تابستان 1299 شمسی (1920میلادی)  
"آرتاشس پاتماگریان" یک سینمای تابستانی را در خیابان امیریه تهران افتتاح کرد ؛ اما به دلیل این که هر بار به محض به کار افتادن دستگاه نمایش ، برق خیابان دچار اختلال می شد ، به دستورنظمیه این سینما تعطیل گردید. سرانجام در سال 1303 شمسی ، نخستین سالن به معنای واقعی آن به نام " گراند سینما " به همت علی وکیلی در گراند هتل در خیابان لاله زار تهران افتتاح شد و به این ترتیب آبرومند ترین سینمای تهران از چشم متجددین عصررضاشاه شروع به کار کرد. علی وکیلی موسس سینمای گراندهتل در خاطرات خود می نویسد : " در روزهای اول آغاز به کار سینما ، اغلب با حوادث جالب و خنده داری روبه رو می شدیم ؛ تماشاچیان که هنوز به حقیقت سینما و صنعت فیلم برداری آشنا نبودند، هنگام مشاهده بعضی ازصحنه ها مانند اتومبیل رانی ، حرکت ترن ، اسب دوانی و ... دچار وحشت و اضطراب شده ، با داد و فریاد و جنجال از سالن فرار می کردند. سروصدا کردن و سوت کشیدن و پا برزمین کوبیدن هنگام پاره شدن فیلم ها و در کنار آن اعتراض و دشنام دادن له یا علیه بازیگران فیلم ، از کارهای رایج بود. فحش و نزاع و دست به یقه شدن و کتک کاری تماشاچیان برسرهیچ و پوچ به تقلید از بازیگران فیلم ، از اقدام های متداول همه شب ها بود که مکرر اتفاق می افتاد.

Image result for صف سینما

    در سال های اولیه عمومی شدن سینمای صامت در ایران ، به دلیل این که  نوشته های فیلم به فارسی ترجمه نشده بود ، فردی اجیر می شد تا موضوع فیلم را شناسایی کرده و به سینه سپرده ، از بالکن یا از روی بلندی یا از روی چهار پایه ای که وسط سالن نصب شده بود ، صحنه های فیلم را برای تماشاگران تشریح کند؛ اما صدای او در میان همهمه و غلغله آنان که حتی صدا به صدا نمی رسید ، گم می شد. در نتیجه تماشاچیان مرتب فریاد می زدند : " بلندتر بلندتر" و مترجم نیز گاهی اطاعت و گاهی بی محلی می کرد. مترجم های سینمای صامت در ایران " دیلماج " نامیده می شدند. هنگام نمایش فیلم ، شخصی که دیلماج نامیده می شد ، در وسط سینما راه می رفت و نوشته های فیلم رابه فارسی و با صدای بلند برای مردم می خواند. از آنجا که سالن شکل منظم و مرتبی نداشت و همواره عده ای در حال رفت و آمد بودند، اتفاقات جالبی به وقوع می پیوست.

  Image result for سینماهای قدیمی لاله زار

 مثلاً به هنگام ورود اشخاص متنفذ و صاحب منصب و حتی قلدرهای محله به سالن سینما ، نمایش فیلم قطع می شد و با نشستن آنان ، فیلم از نو به نمایش درمی آمد و یا هنگامی که دیلماج با آب و تاب در حال شرح و تعریف فیلم بود ، آجیل فروش سینما که درزمان نمایش هم مشغول کسب و کار بود ، با صدای بلند اجناس خود را تبلیغ می کرد. در مواردی دیلماج نوشته هایی را که حفظ کرده بود ، از یاد می برد و در نتیجه از تخیل خود کمک می گرفت و موضوع را به شکل دیگری بیان می کرد. مشهد بعد از تهران اولین شهر بزرگی بود که صاحب سینما شد و پس از آن  درشیرازوبوشهرنیز سینما راه اندازی گردید و جالب آن که در این دوره هنر سینما یک هنر اشرافی بود و عوام حق ورود به سینما را نداشتند ، تا این که در سال 1308 هجری شمسی ، نخستین فیلم بلند سینمایی ایران با نام "آبی و رایی" با فیلمبرداری خان بابا معتضدی ساخته شد. در فاصله سال های 1308 تا سال 1312 هجری شمسی چندین فیلم صامت در ایران ساخته شد؛ اما در سال 1312 هجری شمسی یک تحول اساسی در سینمای ایران رخ داد و آن ساخت اولین فیلم ناطق ایرانی با نام "دختر لر" بود که توسط اردشیر ایرانی در بمبئی ساخته شد.