آخرين به روز آوري سايت پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰

پاييز رباط پيرعلي - محمود نيکنامي



آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد...



نگاهی به سرطان کلیه وسایراجزا دستگاه ادراری در مردان(بخش 2)


صداي ماندگار - ديه ولايتمون مثل اون قديما نيست - صداي دلنشين استاد محمدعلي سعيدي

بي هُمزبون ، عنوان شعر محلي گلپايگاني ، سروده و با صداي دلچسب استاد محمد علي سعيدي ، شاعر توانمند شهرمان كه در سال 1380 اجرا گرديده است . نكات قابل توجه اين سروده زيبا ، لهجه و گويش واقعي مردم شهر در دهه هاي گذشته ، اشاره به اصطلاحات و ضرب المثلهاي محلي ، يادآوري آنچه در گذشته وجود داشته و ديگر اثري از آن نيست و از همه مهمتر زنده نگه داشتن فرهنگ عامه شهر و اشاره به محصولات معروف هر منطقه و ناحيه است و يك اثر منحصر به فرد را در اين سروده خواهيد شنيد . حتما بشنويد


بازبینی مجدد میراث فرهنگی گلپایگان - محمود نیکنامی

میراث فرهنگی گلپایگان دیر زمانی است که از بین رفته و دیگر امکان بازگشتی برای آن نیست . عوامل زیادی در این نابودی دخالت داشته است ، مهمترین عامل ادعای مالکیت حقوقی افراد حقیقی بر تمام یا قسمتی از این آثار بوده که ظاهرا دلیلی موجه بر تخریب و تغییر کاربری آن بوده است ...ادامه











مادر مرا ببخش

مهدي سهيلي

مادر مرا ببخش
                             
                                گردآورنده: علي‌اكبر جعفري
                                                                 jafari545@yahoo.com 

مادر! مرا ببخش

فرزند خشمگين و خطا كار خويش را

مادر! حلال كن كه سرا پا ندامت است

با چشم اشكبار ز پيشم چو مي روي

سر تا به پاي من

غرق ملامت است.

 

***

 

هر لحظه در برابر من اشك ريختي

از چشم پر ملال تو خواندم شكايتي

بيچاره من كه با همه ي اشك هاي تو

هرگز نداشت راه گناهم نهايتي
 

***
 

تو گوهري كه در كف طفلي فتاده اي

من ساده لوح كودك گوهر نديده ام

گاهي به سنگ جهل گهر را شكسته ام

گاهي به دست خشم به خاكش كشيده ام
 

***
 

مادر! مرا ببخش .

صد بار از خطاي پسر اشك ريختي

اما لبت به شكوه ي من آشنا نبود

بودم در اين هراس كه نفرين كني ولي

كار تو از براي پسر جز دعا نبود.

 

***


بعد از خدا خداي دل و جان من توي

منبنده اي كه بار گنه مي كشم به دوش

تو آن فرشته اي كه زمهرت سرشته اند

چشم از گناهكاري فرزند خود بپوش.
 

***
 

اي بس شبان تيره كه در انتظار من

فانوس چشم خويش به ره بر فروختي

بس شام هاي تلخ كه من سوختم ز تب
تو در كنار بستر من دست بر دعا

بر ديدگان مات پسر ديده دوختي

تا كاروان رنج مرا همرهي كني

با چشم خواب سوز

چون شمع دير پاي

هر شب گريستي

تا صبح سو ختي.
 

***
 

شب هاي بس دراز نخفتي كه تا پسر

خوابد به ناز بر اثر لاي لاي تو

رفتي به آستانه مرگ از براي من

اي تن به مرگ داده بميرم براي تو
 

***
 

اين قامت خميده ي در هم شكسته ات

گوياي داستان ملال گذشته هاست

رخسار رنگ رفته و چشمان خسته ات

ويرانه اي ز كاخ جمال گذشته هاست.
 

***
 

در چهره تو مهر و صفا موج مي زند

اي شهره در وفا و صفا! مي پرستمت

در هم شكسته چهره تو معبد خداست

اي بارگاه قدس خدا ! مي پرستمت.
 

***
 

مادر! من از كشاكش اين عمر رنج زاي

بيمار خسته جان به پناه تو آمدم

دور از تو هر چه هست سياهيست نور نيست

من در پناه روي چو ماه تو آمدم ام

مادر ! مرا ببخش

فرزند خشمگين و خطا كار خويش را

مادر حلال كن كه سرا پا ندامت است

با چشم اشكبار ز پيشم چو مي روي

سر تا به پاي من
غرق ملامت است
 

این مطلب تاکنون 4288 بار دیده شده است.

شما هم چند كلمه بنويسيد

آخاله در قبال تبلیغات هیچ مسئولیتی ندارد.


آب و هوا

پیام های کلی سایت

تماس با ما


كليه حقوق براي پديد آورندگان 
.:: آخاله ::. محفوظ است. | طرح و اجرا : توحيد نيكنامي   | به روز رسانی محتوایی : محمود نيكنامي  
 | .Copyright © 2003-2012 Akhale.ir. All Rights Reserved
|
 | Powered By Tohid Niknami | E-Mail :
Akhale . com @ gmail . com |